واین جوری بود که عشق اغاز شد ...

و حوا به آدم گفت:

آیا دوستم داری؟؟

و آدم پاسخ داد:

مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم؟؟؟؟؟

 (و اینگونه بود که عشق آغاز شد)

 

/ 23 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام وب قشنگی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 823550518

امیر

[لبخند] ممنون از محبتت گنگ نوشتن را دوست دارم چرا که بعضی چیزها مخصوص خود آدمه و در گنگ نوشتن هم رازی هست که هر کس خود هویداش میکنه راستی این که بخوای بدونه بعد از مرگت کیا چیکار میکنن به چه دردت میخوره ؟

یسنا

درود...زخمه های بیخودی به روز است

علی665

سلام خوبی سهیلا عزیز؟ سعادت گرچه کمرنگ است، ارادت همچنان باقیست.. نه عزیزم فراموشت نکردم، هر روز چشم انتظارتم...... راستی این عکست خیلی زیباست[چشمک][گل]

مهرشاد

لحـــظه لحـــظه بـــاتــو هستـــم! بـــاتــو خـــوبم بـــی تــو خســتم! بـــاورم کــن مـــال مــــن بـــاش! بــــاورم کـــن عـــاشــق هسـتم!

یاسمین

سلام وبت عالیه به منم سر بزن اگه خواستی تبادل لینک کنیم خبر بده[گل]