یه راهی پیش روم بزار .....

نامت چه بود؟

 

 

آدم

 

 

فرزند ؟

 

 

نه مادری نه پدری ،

 

 

بنویس اولین یتیم خلقت

 

 

 

 

 

 

 

 

روز تولدت ؟

 

 

روز جمعه ، به گمانم روز عشق

 

 

 

 

 

 

رنگت ؟

 

 

اینک فقط سیاه ،ز شرم گناهانم

 

 

 

 

 

چشمت ؟

 

 

 

 

رنگی به رنگ باران

 

 

که ببارد ز آسمان

 

 

شغلت ؟

 

 

در کار کشت امیدم

 

 

شاکی تو ؟

 

 

 خدا

 

 

نام وکیل تو ؟

 

 

آن هم خدا

 

 

 

 

 

 

جرمت ؟

 

 

 یک سیب ازدرخت وسوسه

 

 

تنها همین ؟

 

 

همین !!!

 

 

 حکمت ؟

 

 

تبعید در زمین

 

 

 

 

 

همدست در گناه ؟

 

 

 

 

 

حوای آشنا

 

 

 

 

 

داری گلایه ای؟

 

گلایه ؟! نه.ولی ...

 

 

ولی چه ؟

 

 

 

 

 

حکم این چنین سنگین آن هم برای یک گناه

 

 

آورده ای سند ؟

 

 

بلی

چه ؟

 

 

دو قطره اشک

 

 

داری ضامنی ؟

 

 

بلی

 

 

چه کسی ؟

 

 

تنها کسم خدا

 

 

در اخرین دفاع؟

 

 

می خوانمش که چنان اجابت کند دعا

 

 


/ 43 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

کاش میشد در غروب آفتاب بی صدا با سایه ها کوچید و رفت

اورسجی

سلام همیشه سر بلند ، پیروز و پر افتخار باشید هیچ تک درختی مثل برج شهر بیدار نیست نمی دانم . چرا فانوس ها بی نفت می سوزند ...

alireza

salam webe zibaee dari be manam sar bezan

یسنا

نامه ای در جیبم و گلی در مشتم پنهانست قصه ای دارم با نی لبکی سر کوهی گر نیست ته چاهی بدهید تا برای دل خود بنوازم عشق جایش تنگ است خوشحال میشم بهم سر بزنید واشعارم رو مطالع کنید...نظر بدین خوشحال میشم[گل]

یسنا

چه افتخار بزرگی اگر کنار تو باشم شهاب سنگ گرفتار در مدار تو باشم...[گل] *** منتظر نگاه گرم و دیدگاه سازنده شما هستم...!

sahar

ین پیام مال من نیست ولی بخونش: تو رو به امام زمان قسم ی دم این پیام رو بخون. دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند. شبی خواب دیدم حضرت زینب (س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم و ازم خواست اینو به بیست نفر بگم.این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد. مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست آورد. به دست کسی رسید عمل نکرد پسرشو رااز دست داد. اگه به حضرت زینب اعنقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست.............20 روز دیگه منتظر یک معجره باش......

mohamad javad

یه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم… یه دل گرفته… یه زندگی پر از خالی… من سرشارم از تنــهایـــــــــی…

mohamad javad

تاریخ میدونی یعنی چی ؟؟؟ پدرمصری: پسرم، ما درگذشته سرزمینی وسیع داشتیم پدریونانی: پسرم کشورمادرگذشته دانشمندان زیادی داشته پدرایتالیایی: پسرم، کشورمادارای امپراطوری قدرتمندی بوده پدرعربی: پسرم، ماپیامبری داشتیم که آخرین پیامبر بوده. پدرایرانی: پسرم، درگذشته ماکشوری داشتیم که مصربخشی ازآن بود دانشمندان یونانی برای تحصیل به ایران میامدند رومی هادرجنگ هاازماشکست میخوردند وهزارسال قبل ازاعراب ماخداراپرستش میکردیم به این میگن تاریخ ... چون که ما تاریخمان بر باد رفت هستی و فرهنگمان بر خاک رفت

فرید رها

سلام, مطالبت خیلی زیبا بودن.ممنون

شاهین

سلام اي چشم باراني ! پناهم مي دهي امشب ؟ سوالم را که مي داني ! پناهم مي دهي امشب ؟ منم آن آشناي ساليان گريه و لبخند و امشب رو به ويراني ، پناهم مي دهي امشب ؟ ميان آب و گل رقصان ، ميان خار و گل خندان در آن آغوش نوراني ، پناهم مي دهي امشب ؟ دل و دين در کف يغما و من تنها و من تنها... در اين هنگام رو حاني ، پناهم مي دهي امشب ؟ به ظلمت رهسپار نور و از ميراث هستي دور در آن اسرار پنهاني ، پناهم مي دهي امشب ؟