!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> این یک داستان نیست ... - تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

    اولین  ارتباط

عادت داشتم هر کی تویاهو مسنجرم  درخواست اد شدن میداد   بدون شناخت قبلی بپذیرم .. کار احمقانه به نظر میرسید ولی من تا حالا با مشکلی روبرو نشده بودم .... 

 اخه به نظر من همه خوبن مگه خلافش ثابت شه .. چشمک

یکی بهم گفت تا ضربه شو نخوری دست از این کار بر نمیداری!!!!!!!!!ناراحت

مدتی بود جز درخواستها دوستی یاهو مسنجرم  میدیدمش ولی اهمیت نمیدادم  .. راستش اولین بار بود  که حوصله پذیرفتن کسی رو نداشتم ..  یک ماه گذشته بود  ومن هر روز به این در خواست نگاه میکردم یک بار هم ردش کردم ولی باز درخواست داد... بالاخره یک روز که داشتم چت می کردم بدون انگیزه ای خاص اونو اد کردم .. انگار پشت دستگاه نشسته بود  بلافاصله درخواست چت داد .  اوووووه باورم نمیشد!!!!

بدون اراده جوابشو دادم..  شروع کردیم  به چت کردن  درست یادم نمیاد چی  رد و بدل شد ولی فقط میدونم ازش پرسیدم ای دی منو از کجا در اوردی؟

منو چه جوری میشناسی ؟ گفت : از تو یک سایتی مربوط به یاهو.. عکستو دیدیم و خوشم اومد  ... 

 باور نکردم .. هنوزم باور نمیکنم .. به نظرم غیر ممکن میاد .. ولی برام مهم نبود  چه فرقی میکرد . با خودم فک کردم نکنه از طرف  (م )  باشه  داره اذیت میکنه  .. بازم گفتم هر کی میخواد باشه ..

 نمیدونم چی شد که  تند تند عکساشو  برام  می فرستاد از خودش در حالتها مختلف ... اه اصلا به دلم ننشسته بود عکسهاش  ولی خب چه اهمیتی داشت ؟منم نظر خاصی ندادم
  این اولین باری بود که باهاش چتیدم .. ..

 فک کردم تموم شدنگران

  ولی ...... دو روز بعد وارد  یاهومو  مسنجر شدم  دیدم  اف گذاشته ..

داشتم افشو میخوندم دیدیم پی ام داد  خدایا من همیشه invisible    میامدم از کجا میفهمید من هستم   ..  اول اهمیتی ندادم ..  اما ول کن نبود مدام پی ام میداد:  میدونم که هستی خواهشا جواب منو بده.. باز هم بی اراده براش سلام دادم .. و این دومین ارتباط اینترنتی ما بود .. 

همه میگن  پسرها بلدن چطوری مخ یک دختر رو بزنن اکثر حرفاشون  مثل یک نوار ضبط شده میمونه  که برای همه دختر ها تکرار میشه فرقی هم نمیکنه طرفشون کی باشه اگه مکالماتشون رو با یک دختر گوش کنید عینا تکرار میشه...  منم این رو میدونستم چشم و گوشم هم بسته نبود بساط مخ خوری هم قبلا توسط پسرای دیگه برام  فراهم شده بود ..

    فقط پی ام می داد  . ادرس سایتهای هنری که توشون عضو بود رو بهم داد .. علت اینکه همیشه  on  بود رو واسم گفت : کارمند مخابرات هستم ودر قسمت اطلاعات  ....

 خیلی ترسیدم چیزهایی که از کارش گفت دلم رو شور انداخت نکنه  من  کار خلافی کرد باشم .. هیج جا هم حرف سیاسی نزدم که...  سعی کردم با احتیاط باهاش حرف بزنم .. 

 ووووو...

 این دومین ارتباط ما بود به نظر شما یک چت کردن معمولی چه نتیجه ای میتونه داشته باشه ؟؟؟

 

  این داستان ادامه دارد ...

 

نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin