!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> جنون عشق ( دلنوشته خودم ) - تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

من وقتی به صدای بارون گوش می کنم ، هر قطره اش با من حرف می زنه ؛   بیشتر وقتها می گه : دلتنگم/ دلتنگم / دلتنگم / دلتنگم/

بعد که این حس قلبتو فشار میده و به زندگی  فکر می کنی، آسمان ریزتر میباره و

فریاد می زنه :مبهوتم / مبهوتم / مبهوتم / مبهوتم /

وای بر من !!!!! چشای منم همزمان باریدن میگیره و با بغض به آسمان نگاه می کنم و

می شنوم که میگه : انتظار / انتظار / انتظار / انتظار / ...... چه سخته !!! ... 

تنها خیال من کافیست که با بارون یک کتاب بنویسه .. آخ .. . چه دلخراشهناراحت 

وقتی شنیدم بارون مرتب به من می گفت بمیر / بمیر / بمیر / بمیر /

وقتی با رنج پرسیدم برای کی ؟؟ فریاد زد  برای عشق /عشق /عشق /

من با بغض پرسیدم : برای چی ؟؟؟؟؟ ..  

  ونالید : برای جنون عشق / جنون عشق/ جنون عشق / جنون عشق

و این صدا مرتب در گوش من تکرار میشد و من حاضر بودم بمیرم  ......... ( فدا شدن  ساده ترین کاریه که میشه انجام داد )

 

از دلنوشته هابی خودم

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin