!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> میخوام یه روز ییوسمت..... - تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

یک روز می بوسـمـت!
پنهان کردن هم ندارد .
مثل خنده های تو نیست که
مخفی شان می کنی ،
یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود ...
مثل نجابت چشمهای تو است ،
وقتی که توی سیاهی چشمهای من
عریان می شوند .
عریانی اش پوشاندنی نیست ،
پنهان نمی شود ... .

یک روز می بوسمت!
یکی از همین روزهایی که می خندانمت ،
یکی از همین خنده های تو را ناتمام می کنم :
می بوسمت !
و بعد ، تو احتمالا سرخ می شوی
و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... .

یک روز می بوسمت!
فوقش خدا مرا می برد جهنم !

فوقش می شوم ابلیس !
آن وقت تو هم به خاطر این که
یک « ابلیس » تو را بوسیده ،
جهنمی می شوی !
جهنم که آمدی ،
من آن جا پیدایت می کنم
و از لج خدا هر روز می بوسمت !
وای خدا !
چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !

یک روز می بوسمت!
می خندم و می بوسمت !
گریه می کنم و می بوسمت !
یک روز می آید که از آن روز به بعد ،
من هر روز می بوسمت !

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ،
و بعد هر چه بادا باد : *می بوسمت!*

نوشته شده در شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin