!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> گلی رویید که نرگس نامیدندش.. - تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

 

      گل نرگس :

جوان زیبایی بود که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند . چنان شیفته خود میشد که روزی  به درون دریاچه  افتاد و غرق شد .ناراحت

(  کجا میری !  بشین  بابا ،   داستان هنوز تموم نشده ) نیشخند

  وقتی نرگس مرد ، در جایی که به آب  افتاده بود گلی رویید که نرگس نامیدندش .اوریادها ( الهه جنگل ) به کنار دریاچه آمدند دیدند  که از دریاچه آب شیرین ، به کوزه ای آب شور روان  شده است .

 اوریادها پرسیدند : چرا میگریی ؟

 دریاچه گفت : برای نرگس می گریم .

اوریادها گفتند :< آه ! شگفت آور نیست که برای نرگس می گریی ....>

و ادامه دادند : ... هر چه بود با آن که همه ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم ، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبایی اش را تماشا کنی .

 دریاچه پرسید : مگر نرگس زیبا بود ؟؟

اوریادها شگفت زده پاسخ دادند : کی میتواند بهتر از تو این حقیقت را بداند ؟ هر چه بود ، هر روز در کنار تو می نشست ..

 دریاچه لختی ساکت ماند  و سرانجام گفت : 

( من برای نرگس میگریم ، اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم . برای نرگس میگریم ، چون هر بار که از فراز کناره ام به رویم خم میشد ، میتوانستم در اعماق دیدگانش ، بازتاب زیبایی خودم را ببینم .

 

  نتیجه اخلاقی :

 1-  غصه نخورید جوان زیبا میتونه پسر هم باشه مثلا اسمشو میزاریم ( نعیم)  .. تا به نرگس هم بخوره .. 

 2-  خود شیفتگی درد بی درمونیه .. ادم و دریاچه هم نداره ..از خدا  که  پنهون نیست از شما چه پنهون ! من خودم سالها دارم با این درد میجنگم اما موفق نشدم فعلا عاشق خودمم  نیشخند

 3- زیاد به دریاچه ها اعتماد نکنید هر موقع خواستید خودتون رو ببینید بهتره از آیینه استفاده کنید اگه غرق شدید نگید که نگفتم هااا .. نگران

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin