!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> گفتگوی شب با یک دیوانه - تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........


 

 

 

دیوانه :

من هم مانند توام ای شب تاریک و برهنه بر جاده فروزانی که بر فراز رویاهای من است راه میروم و هرگاه پایم به زمین میخورد یک درخت بلوط تناور پدید میاید .. 

 

شب :

 

نه تو مانند من نیستی ، ای دیوانه ، زیرا تو هنوز به پشت سر  نگاه میکنی تا ببینی که جای پایت بر روی ریگ به چه بزرگی ست ..

 


ادامه دارد ...

نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin