!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

 ای بی احساس  ..

لعنت به تو و این

 فاصله ها....

چرا  همه ی من 

در غمت غوطه وره ...؟

و تو اینقدر رها و فارغ  از هر گونه حسی ؟؟

چطور بیرحمانه میگویی :

 تحمل ..؟؟

ندیدی  نبودنت

چگونه ویرونه کرده 

قلب من را .. .

 شیرینی خاطره ها

 همچو بغض 

توی گلوم نشسته 

و

کجاست راهی به سوی 

هوای رهایی از تو  ..!!!!

این عین

درموندگیست ...

 به نظرت فاصله تبدیل  شدن یک واقیت شیرین  به  یک رویای

دست نیافتنی چقدر میتونه باشه ..؟؟

 برای من  بیش از چند دقیقه نبود ..

همه چیز بر باد رفت .. همه چیز ..

 

 

( از دل نوشته های خودم )

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin