!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> تکرار تنهایی... ..

تکرار تنهایی... ..

هیج کس همصدای من در اواز عشق نبود ........

 

 

 

دخترک  با زنگ ساعت از خواب میپره .. پرواز ساعت 20/7  بود   دلهره 

عجیبی داشت  ..

از دو روز پیش تدارک این سفر رو دیده بود بدجوری دلش تنگ شده بود به طوری که برای دیدن نامزدش  حاضر بود هر کاری بکنه ...

ساعت 5 بود زیاد وقتی نداشت از دیشب همه کارهاشو  ردیف کرده بود 

. به گوشیش نگاه میکنه قرار بود عشقش(م ) بیدارش کنه تا از پرواز جا نمونه .

. ولی مثل اینکه محبوبش (م)خودش خواب افتاده بود چون خبری ازش نبود ..

باز دلش به تاپ و تاپ افتاد .. 

تشکش رو  جمع میکنه  و لباسشو میپوشه.. ارایش مختصری میکنه و برای اخرین بار خوشو تو ایینه نگاه میکنه    

با خودش میگه : ( خوشگلم چیزی کم ندارم ..)..

 مختصر وسیله ای رو که برای سفره یک  روزه اش تدارک دیده بود ؛

برمیداره از خونه  میزنه بیرون .. هوا هنوز تاریک   و برف تندی میبارید

و  خیابون رو  پوشانده بود .. باز دلش به شور می افته  و تاپ تاپ میزد .. 

 با خودش گفت .:( اه لامصب چرا امروز اینقدر نگرانم این که اولین دیدار نیست .؟ )  

ماشینی دربست میگیره: (فرودگاه؟ ) 

 گوشی زنگ میخوره ..

 محبوبش (م )اون طرف خطه . .. (راه افتادی ؟ )

 ( اره..  عجب منو بیدار کرد ی؟ !!!!!!!)  

( ببخش خواب افتادم ! کارت پرواز رو گرفتی ؟ ) 

 ( نه هنوز پروا باز نشده . نمیدونم چرا دلم شور میزنه؟ ) 

 ( نگران نباش من دارم میام فرودگاه دنبالت .. کارت رو گرفتی بهم زنگ بزن  . باشه  عزیزم؟ ) 

 (باشه  عزیز )

 ساعت 30/6  بود ؛ خوب  رسیده بود همه گیت ها رو نگاه میکنه  نه مثل اینکه هنوز پرواز باز نشده ..

میره اطلاعات  پرواز :( پروازه ........ چرا باز نشده؟ ) 

 ( هنوز معلوم نیست ممکنه به علت بدی اب و هوا تاخیر  داشته باشه .. ) 

 (چقدر ؟ یعنی ممکنه انجام نشه ؟ )

( نه خانم انجام میشه ولی تاخیر داره )  

دخترک با خودش میگه ..:( خدایا میدونستم اتفاقی میافته الکی دلم شور نمیزد اگه  انجام نشه؟)

پیجر فرودگاه مرتب اعلام میکرد:( مسافرین پرواز ... فرودگاه رو ترک نکنند ..)

  (م) مرتب زنگ میزد ..

( پس چی شد .. ؟

من اینجا تو ماشین نشستم منتظر تو هستم هوا اینجا خیلی خوبه چطور ممکنه پرواز انجام نشه ؟! .

. اخ خدایا یعنی  امروز میبینمت چقدر فرصت داریم با هم باشیم اخ جون .)

 عقربه های ساعت تند و تند جلو میرفت ساعت 9 شده و هنوز خبری از پرواز نبود .

.صبحانه نخورده بود و خستگی بهش فشار میاورد . دلش میخواست یک جایی بنشینه و چرت بزنه  ولی به علت تاخیر اکثر پروازها  همه صندلی ها پر بودند.

. دلش ضعف میرفت و عصبی شده بود ..

از اون طرف (م) هر نیم ساعت یکبار زنگ میزد و گزارش میخواست

 یک بار میگفت : (سوار ماشین شو بیا یک بار میگفت نه نیا... .  هیچ پروازی به این شهر بخاطر بارندگی کنسل نمیشه بمون انجام میشه ) 

 گرسنگی .. خستگی .. غر غر زدنهای عشقش همگی کلافه اش کرده بود  دلش میخواست گریه کنه ..

با خودش میگفت :  (خدایا با چه بدبختی بلیط جور کردم از کلاس درسم زدم رفتم دفتر هواپیمایی بلیط رفت و برگشت گرفته بودم بدون اینکه خانواده ام در جریان باشند ..)

  ساعت 10 بود ولی هنوز خبری  از پرواز نشده بود  این اولین بار بود   که  میخواست با این شرکت هواپیمایی  سفر کنه ؛ حتی اولین بار بود که میخواست  با هواپیما  به این شهر سفر کنه همیشه با ماشین میرفت  ... 

 

 دخترک تو دلش گفت .:( کاش همون اول صبح با ماشین رفته بود م .. خیر سرم میخواستم زودتر برسم تا بیشتر پیشش باشم اه خدایا چرا اینقدر بد شانسم ؟ )  

 

 مسافرها کم کم خسته میشدن ویکی یکی پروازشون رو کنسل میکردن و مهر کنسلی میزدند .. 

 

  دخترک احساس غربت عجیبی داشت انگار با همه مسافرها غریبه بود از همه شون بدش  می امد دلش میخواست گریه کنه ولی غرورش اجازه نمیداد  پاهاش خسته شده  و گرسنگی و خواب امانش رو بریده بود ..

(م) مرتب زنگ میزد و هی غر میزد انگار تقصیردخترک بوده که پرواز انجام نشده.

با عصبانیت سمت اطلاعات پرواز رفت و اعتراض کرد : ( اخه این چه وضعشه من از ساعت  6 صبح اینجا هستم  خسته شده ام امکانات رفاهی تون هم که صفره حتی جا برای نشستن هم ندارید تکلیف ما رو روشن کنید یا انجام میشه یا نمیشه )

جوابی که شنید اب سردی بود روی سرش ..(پرواز کنسل شد خانم بلیطتون رو بیارید مهر بزنیم و بروید . )

خدایا !!!!  انگار دنیاش خراب شده بود  .

 بعد یک ماه دوری امروز  مطمئن بود که  میتونه  ببینش  .. تمام این سختی ها رو هم بخاطر اون تحمل کرده بود  ولی .. . )

متوجه نبود که  قطرات اشک ناخوداگاه از گوشه چشمش سرازیر شده مسئول اطلاعات با تعجب نگاش میکرد دهنش رو باز کرد چیزی برای دلداری دخترک بگوید ولی ترجیح داد که  سکوت کند و چیزی نگوید  .

بد بختیش  هنوز تمام نشده بود ؛ چطور به (م ) بگه عکس العملش رو حدس میزد ..

 گوشیش  زنگ خورد .(م) بود ؛ خدایا چکار کنه؟ .. سعی کرد خونسرد باشه 

با ارامش گفت : ( جانم ) (

 چی شد ؟  هنوز اعلام نکردن ؟ )

  صداش لرزید : ( نه عزیزم میدونی پرواز کنسل شد.. )

 صدای داد و فریاد محبوبش بلند شد با تمام قدرت داد میزد.. ؛

گاهی به هوا گاهی به فرودگاه گاهی به مردم شهرش گاهی هم به بی عرضگی دختر ک بیچاره ؛ بد و بیراه میگفت .. 

  دخترک سکوت کرده بود عشقش رو میشناخت .. ب

ارها و بارها عصبانیتش رو دیده بود  ولی این بار طوفان به پا شده بود .. نمیدونست چکار کنه  تنها را چاره سکوت بود و سکوت و سکوت    

 بغض گلوی دخترک رو  گرفته بود هیچ جوابی نداشت که به (م ) بده

 ؛ اخه فریاد عشقش  بی منطق بود ولی میدونست که از سر احساسات و از روی منطق عشق است .پس فقط باید سکوت کرد ..

حال دخترک بهتر از معشوقش نبود ولی(م) اینو درک نمیکرد و خودخواهانه همه دلتنگی ها رو گردن دخترک می انداخت..

دخترک نفهمید چقدر اعتراضات (م) طول کشید ..

ولی یک لحظه متوجه شد که صدای پشت گوشی تبدیل شده به یک صدای غمگین که دل دخترک رو به درد میاورد کاش قدرت داشت  با یک چشم به هم زدن خودشو به یارش میرسوند

دران لحظه حاضر بود هر چه  داره بده ولی  پیش (م ) باشه ....

 ولی افسوس ادم نمیتونه به هر چی که دلش میخواد برسه گاهی قدرت طبیعت بیشتر از قدرت انسان میشه

تنها ارامش  دهنده دل و رفع این همه اشفتگی و خستگی  دخترک اشکها گرمش بود که ناخوداگاه از گوشه چشمش سرازیر بود ..

 

که (م ) هرگز انها رو ندید ... 

 

 

  

نوشته شده در شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()

 

 نامه عاشقانه یک دختر کرمونی به دوست پسرش ..:

 

از عشق تو ای دوست .. پَک و پوزم پِچلو شد ...

بختم دَمرو شد ..

شَلیده جیگر ../ قلب من اکنون شده کُت کُت ..

فرقم شده پُت پُت ..

رنجم مده شُمپت .. ..

 پی نوشت :

پک و پوز = صورت

پچلو =به هم ریخته

شلیده = لهیده

کت کت = سوراخ سوراخ

فرقم = کف سر 

پت پت = موهای ریخته شده

شمپت = ادم  بیکاره و حیرون

 

 

 

 

شرح کُت حلال و حروم کرمان ..:

کُت حلال و حروم چیست ؟

قدیمی ترین آزمایشگاه تشخیص هویت د رجهان و نوعی آزمایش سر پایی دی ان ای است

 که درکوههای مسجد صاحب الزمان کرمان واقع شده است و به آزمایش دی ان ای میگه

زکی ...

نوشته شده در دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط سهیلا نظرات ()


Design By : Pars Skin